سطح علمي كل اثر چندان برتر از تأليف روفو نيست. از برخي جهات از آن فروتر است، چون در آن مقدار زيادي خرافات اخترگويي وجود دارد.
مـاوروس و مـاركـوس
ماوروس و ماركوس.1 موٴلفان ناشناس رسالهاي لاتيني در فن بيطاري، كه درحدود سال 1316 تأليف شده است.
ماوروس آلماني بود، متولد كلن و مارشال (يعني بيطار) امپراتور روم؛ ماركوس در قبرس به دنيا آمد و بيطار امپراتور بيزانس بود. اين تقارن قابل اعتماد نيست. ميتوان اضافه كرد كه گاه اين دو موٴلف به يكي تبديل شدهاند.
به نظر ميرسد اين كتاب از كتاب فلاحت اقتباس شده. ماوروس وماركوس آن را به لاتيني نوشتهاند و در سال 1510 به اهتمام سرجو استيزوي براشايي به ايتاليايي ترجمه شده است.
اين رساله در چهار بخش و 97 فصل است: 1) كالبدشناسي، بهداشت، تربيت (1 فصل)؛ 2) بيماريهاي اسب (57 فصل)؛ 3) بيماريهاي گاو (9 فصل)؛ 4) مداوا (19 فصل). لورنزو روزيو چهار بار از ماوروس نام برده است.
پـيپـينـو
جاكومو پيپينو.2 پزشك اهل ايتالياي جنوبي (متوفا حدود 1326).
پيپينو پزشك معتبري نبود و از او هيچ نوشتهاي نمانده است، ولي بجاست كه او را براي پايان دادن به يك سوءبرداشت در اينجا ذكر كنيم؛ مثلاً او را بهجاي دو شخص ديگر گرفتهاند: جوواني پيپينو دي برينديزي (1304 ـ 1309) و جاكومو دي برينديزي (1305 ـ 1309).
پيپينو پزشك دربار آنژو بود ــ دستكم از سال 1296 تا 1326. او پزشك شارل دوم و بهويژه پسرش فيليپ امير تارانتو و بعدها پزشك روبر شاه بود. يكي از وظايف او در مقام پزشك سلطنتي آزمايش نامزدهاي حرفهٴ پزشكي و جراحي و اعطاي پروانهٴ كار به آنها در صورت شايستگي بود. او در ناپل چهار بار براي پزشكان و يك بار براي جراحان چنين آزموني را برگزار كرد. در آوريل 1326 شاه از او خواست رئيس هيئت ممتحن را عوض كند و به شخصي با نام ماتئو دي جوواني جانوتارو درجهٴ دكتري بدهد.3 اين آخرين مطلبي است كه دربارهٴ او ثبت شده است. بنابراين او در همان سال 1326 يا پساز آن وفات يافت.